برای انتخاب اصلح
انسان همواره با انبوهي از گزينهها روبه روست كه تنها ميتواند تعداد محدودي از آنها را برگزيند.براي ترجيح و تعيين اين گزينهها، عوامل گوناگوني وجود دارد كه مهمترين آنها، عامل عقلاني است. عقل با تأثير هر يك در سعادت و كمال نهايي انسان، ترجيح و تعيين گزينههاي بهتر، والاتر و ارزشمندتر را بر عهده ميگيرد و نقش خود را در شكلگيري اراده انساني ايفا ميكند. از سوي ديگر، فراهم شدن زمينه رشد و تعالي براي همه افراد جامعه، به نظم و امنيتي نياز دارد كه در سايه رعايت قوانين و مقررات اجتماعي به دست ميآيد.
تقدم قانون بر خلقت
اگر بگوييم آفرينش قانون، برخلقت هستي تقدم دارد، سخني به گزاف نگفتهايم. پروردگار پاك و توانا براساس نظم و قانون، دست به كار آفرينش اين بوستان زيبا و پرشكوه خلقت شد. هر عنصري از اين هستي، بر اساس قانون زاده ميشود، شكل ميگيرد، رشد ميكند، به كمال ميرسد و سرانجام براساس قانون ميميرد. توجه به قانون، سابقهاي ديرينه دارد. بررسي تاريخي نشان ميدهد كهنترين قانون در «بابل» به دست پادشاه آن سامان «حمورابي»، مشتمل بر 282 ماده تدوين شد. مهمترين هدف قانون گذاري، به جود آوردن نظم و امنيت و تعيين حدود اختيارات و وظايف افراد در روابط اجتماعي، و نيز تقويت روحيه تعاون و همياري است.
نياز به قانون
انسان موجودي اجتماعي است و نيازهاي او در جامعه تأمين ميشود. از سوي ديگر، تأمين نيازها در اجتماع، سود و زيانهايي را بر افراد گوناگون به همراه دارد. در نتيجه براي نظم بخشيدن به ارتباطات اجتماعي و تعيين حدود آن، به قانون نياز است. انسان موجودي هدفمند است و هدف از آفرينش او، كماليابي است و اين كمال يابي، همواره در پرتو ضابطهمندي و معيارگرايي امكانپذير است. از اين رو، قانون، همان برنامه ضابطهمندسازي انسان است كه با توجهبه مكتبها و ديدگاههاي گوناگون، ميتواند متفاوت باشد.
قانونگذار حقيقي
در مكتب حقوقي اسلام، قانونگذار واقعي فقط خداوند متعالي است. براساس ديدگاه يكتا پرستي و خدامحوري اسلام، پذيرش هر قانوني به جز قانون الهي، شرك به شمار ميآيد. البته ممكن است خداوند خود به پيامبران، امامان معصوم و جانشينان ايشان، اجازه وضع برخي از قوانين و مقررات اجرايي را بدهد؛ همان طور كه دستور اطاعت از آنان را داده است. روشن است كه در چنين مواردي، وضع قانون شرك و اطاعت از غيرخدا نيست؛ چرا كه اين دو نيز در واقع تجلي ديگري از توحيد عملي انسان است.
قلمرو قانونگذاري انسان
انحصار حق قانونگذاري به خداوند و سرچشمه گرفتن مشروعيت نظام حقوقي از اراده الهي، به معناي نفي مطلق نقش انسان در قانونگذاري نيست. ممكن است خداوند متعالي، خود به افرادي معدود و در قلمروهايي محدود حق قانونگذاري را تفويض كند. در اينگونه موارد، انسان تا جايي حق قانون گذاري خواهد داشت كه در چارچوب اجازه خداوند و موافق با قوانين او باشد.
دستاوردي بشري
انسان به اين دستاورد سترگ بشري رسيده است كه راه رشد امنيت و سعادت، چيزي نيست جز زيستن در جامعهاي قانونمدار كه در آن، همه افراد در پناه قانون ودر بستر رشد وبالندگي ميزيند. همه ميپذيرند كه وجود قانون درجامعه ضروري است. البته آفتي كه تمام جوامع كم و بيش با آن مواجه بودهاند، كم اعتباري و اجرا نشدن كامل قوانين است. مواد قانوني در كتابها بسيار زيبا، با صلابت و آرمانياند، ولي همواره اجراي درست آنها به مشكل برميخورد.
ركن اصلي جامعه
قانون، ارزش است و ارزش قانون نيز در درك و آگاهي درست از آن شكل ميگيرد. قانون نبايد چيزي بيروني و جدا از افراد تصور شود. اگر انسان به نوعي خودآگاهي و فهم و دركِ درست از قانون رسيده باشد، بهتر و بيشتر ميتوان به پياده شدن قانون در جامعه اميدوار بود. قانون به عنوان يكي از اركان اصلي هر جامعه است. پس نميتوان آن را براي محدود كردن يا مجازات انسانها در نظر گرفت؛ زيرا تا زماني كه مجريان قانون نظارت دارند، قوانين و مقررات به خوبي اجرا ميشود، ولي در صورت نبود مجري و ناظر، بيمهابا قانونشكني روي خواهد داد.
قانونپذيري
قانونپذيري، به معناي پذيرش آگاهانه، داوطلبانه و ارادي قوانين و مقررات موجود جامعه و عمل به آنها از سوي افراد است. در صورتِ پذيرش ارادي و داوطلبانه قوانين، قانونپذيري، به عنوان جزئي از فرايند اجتماعي شدن افراد جامعه به شمار ميآيد. در اين شرايط، افراد جامعه، هنجارها، ارزشها، آداب و قوانين جامعه خود را به تدريج فرا ميگيرند و آن را جزئي از شخصيت خود ميپندارند. شاخصهاي قانونپذيري درجامعه عبارتند از: نگرش مثبت به قانون، كاهش خلاف كاري، افزايش مشاركت اجتماعي و بالا بودن انسجام اجتماعي. در اين جوامع، هر چه درجه قانونپذيري افراد جامعه بيشتر باشد، حاكميت نظام حقوقي وتثبيت كاركردهاي آن آسان ميشود.
قانون و قانونگذار
قانون، قاعدهاي است كه مقامات صلاحيتدار، يعني قوه مقننه، وضع ميكنند و همه افراد بايد از آن پيروي نمايند. بر اساس اين تعريف، قانون بايد به گونهاي فراگير باشد كه در مورد كسي تبعيض پديد نيايد؛ درغير اين صورت، موجب نگراني عدهاي و گستاخي گروهي ديگر خواهد شد. قانونگذاران بايد مطالب قانوني را چنان روشن بنويسند كه امكان تعبير و تفسير آن، به صورتهاي مختلف وجود نداشته باشد. قانوني كامل و قابل احترام است كه در آن، مصالح عموم بر مصالح فرد مقدّم باشد ودر جامعه، افرادي بر حُسن اجراي قانون ناظر باشند تا قانونشكنان را مجازات كنند.
قانونشكنان
قانونشكنان و كساني كه از قانون تخلف ميكنند دو گروهند؛ ناآگاهان و آگاهان. ناآگاهان معمولاً افرادي هستند كه از قانون يا لزوم اجراي آن بيخبرند، ولي گروه دوم كساني هستند كه با آگاهي از قانون و دانستن راههاي گريز از آن، خطا ميكنند. علت خطاي اين عده آن است كه در بين مجريان قانون، قانونشكناني وجود دارند كه از آنها حمايت ميكنند. بايد اين مجريان قانونشكن را شناسايي كرد و به كيفر اعمالشان رساند. تا زماني كه در مورد چنين افرادي چشمپوشي وجود داشته باشد، اميد اصلاح نخواهد بود.
نقطه شروع
اجراي قانون را بايد از خود و خانوادهمان آغاز كنيم؛ چنان كه پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله وقتي خواست رباخواري را منع كند، ابتدا به سراغ عمويش عباس رفت. ايشان فرمود: «رباي جاهليت باطل است و ربايي كه به الغاي آن ابتدا ميكنم، رباي عمويم عباس پسر عبدالمطلب است».
ارائه الگو
مؤثرترين و موفقترين روش تربيتي، ارائه الگوست. قرآن كريم، پيامبر خدا را به عنوان بهترين الگو و سرمشق ميداند و از امت اسلام به عنوان امت الگو ياد ميكند. امام صادق عليهالسلام ميفرمايد: «مردم را با رفتار خود به حق رهبري كنيد، نه با زبان خويش». امامان معصوم عليهمالسلام به ويژه شخص رسول اكرم صلياللهعليهوآله ، نمونه عملي عدالت بودند. آن حضرت تنها به شعار برادري و برابري اكتفا نكرد، بلكه خود عملاً به همگان نشان داد كه حقيقتا فضيلت و افتخار تنها از راه تقواست؛ از جمله اينكه دختر عمهاش زينب را به ازدواج غلام آزاد شده خود، زيد درآورد، يا بلال حبشي را كه غلام آزاد شدهاي بود، به عنوان مؤذن برگزيد. ايشان حتي زماني كه به جنگ با دشمنان به بيرون از مدينه ميرفت، بلال را والي شهر قرار ميداد.
اسوه عدالت
امام علي عليهالسلام نمونه عملي و كامل اجراي اصل «تساوي در برابر قانون» است كه دوست و دشمن نيز به آن اعتراف دارند. روزي عقيل برادر اميرمؤمنان عليهالسلام فرزندان خود را كه از شدت گرسنگي، زرد و پژمرده شده بودند نزد حضرت آورد و تقاضاي سهم بيشتري از گندم متعلق به بيتالمال كرد. آن حضرت آنچه توانست از مال خويش به او داد و سپس به او فرمود كه نميتواند حق مسلمانان ديگر را به او بدهد، ولي عقيل با اصرار تقاضاي خود را تكرار كرد. حضرت، آهن داغي را به بدن او نزديك نمود. عقيل كه از حرارت آهن نزديك بود بسوزد، از درد ضجهاي زد. در اين هنگام آن حضرت به او فرمود: «آيا از آهني كه انساني از روي بازيچه داغ كرده ناله ميكني، و مرا به آتشي ميكشاني كه خداي جبّار از سر خشم آن را افروخته است».
قيام براي خدا
يكي از ياران اميرمؤمنان به نام نجاشي، بر اثر وسوسه در ماه رمضان شراب خورد. امام علي عليهالسلام پس از آگاهي از اين جريان، او را احضار كرد و پس از تحقيق و مسلم شدن قضيه، دستور داد هشتاد تازيانه به او بزنند. يكي از فاميلهاي سرشناس او، حضرت را به دليل اين عمل كه ميپنداشت آبروي خانوادگيشان را برده است، مورد انتقاد شديد قرار داد و گفت: «همين كارهايت باعث ميشود كه دوستانت از تو رنجيده شوند و به صف دشمنانت بپيوندند». حضرت در پاسخ او فرمود: «مگر من برخلاف حق و عدالت كاري كردهام. اين خداست كه به ما امر ميكند: شما كه ايمان داريد، براي خدا قيام كنيد و به انصاف گواهي دهيد. دشمني با قومي وادارتان نكند كه از عدالت بيرون رويد. عدالت كنيد كه به پرهيزكاري نزديكتر است. از خدا بترسيد كه خدا از اعمالي كه ميكنيد خبر دارد. من در اجراي عدالت و فرمان خدا، از هيچ چيز ترس و ملاحظه نخواهم داشت».
اصل آزادي
افزون بر عدالت، آزادي نيز از جمله اصولي است كه بايد در قانون و قانونگذاري به آن توجه كرد. واژه مقدس آزادي، از زمان پيدايش انسان، همراه او بود. تمام اقوام بشر براي رهايي از يوغ اسارت و بردگي، تلاش كردهاند تا به حقيقت اين تحفه گرانسنگ برسند. آزادي در مفهوم اسلامي، از تعهد انسان در برابر خدا والتزام به ولايت و حاكميت الهي جداناپذيراست. اسلام به آن دسته از آزاديها احترام ميگذارد كه جامعه را از نظم و معنويت خارج نسازد؛ زيرا انسان هيچ گاه در مورد انجام دادن اعمال و رفتار غيرعقلاني، آزاد نيست.
التزام به قانون
امام خميني رحمهالله درمورد التزام به قانون ميفرمايد: «ما كه مقصدمان اسلام است، به غيراسلام و قوانين اسلام نبايد فكر كنيم. مقصود اين است كه هر جاي اين مملكت برويم، اسلام را ببينيم و اينطور نباشد كه به جمهوري اسلامي رأي بدهيم، ولي از اسلام خبري نباشد. جمهوري اسلامي معنايش اين است كه يك جمهوري باشد كه قوانين اسلام در آن اجرا شود. قوانيني كه غير از قانون اسلام است، قانون نيست و مورد رضاي خدا و ملت ما نيست. ملت ما كه به خيابانها ريختند، به پشت بامها رفتند و جوانهايشان را دادند، براي اسلام و قانون اسلامي اين كار را كردند و اگر اسلام نبود، همچو كاري نميكردند».
مجلس و وضع قوانين
در جامعه اسلامي ايران، مجلس، وظيفه وضع قوانين را برعهده دارد. مجلس شوراي اسلامي درهيچ زماني نميتواند از دايره احكام اسلامي خارج شود. مصوّبات اين مجلس بايد در چارچوب قانون اساسي و شرع باشد و به همين دليل، اعلام نظر شوراي نگهبان در قانون پيشبيني شده است. هر يك از مصوّبات مجلس و كميسيونهاي آن كه به طور موقت يا دائم تصويب ميگردد، بايد به اين شورا فرستاده شود و در صورت تأييد، تصويب نهايي گردد.
اعمال حاكميت مجلس
اعمال حاكميت مجلس شوراي اسلامي، به دليل نمايندگي مستقيمي است كه از طرف ملت دارد. نيز به دليل مشروعيتي است كه برابر موازين اسلامي به دست آورده است و تحت نظر ولي امر عمل ميكند. براساس قانون اساسي، عهدنامهها، قراردادها وموافقت نامههاي بينالمللي، بايد به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد. از اين رو، هر نوع عهدنامهاي كه امضا ميشود، مرجع نهايي تصويب آن مجلس است و تا زماني كه تصويب نشده، جنبه قانوني ندارد و لازم الاجرا نيست. پيوستن ايران به كنوانسيونهاي بينالمللي يا عضويت درمجامع بينالمللي، فقط با رأي موافق نمايندگان مجلس امكانپذير است.
مجلس ناصالح
اسلام و كشور ايران، صدمات جبران ناپذيري از مجلس شوراي ناصالح و منحرف، از بعد از مشروطه تا عصر رژيم پهلوي خورده است. در اين سالها، مصيبتها و خسارتهاي تلخي از ابرقدرتها و نوكران ايرانيشان به ايران وارد آ آمد. رهبر كبير انقلاب در اين مورد ميفرمايد: «نگذاريد در مجلس شورا اشخاصي بروند كه آنها با قدرتهاي بزرگ پيوستگي دارند. بايد ملت با اراده واختيار خود، اشخاص صالح و متقي را كه به نفع ايران كار ميكنند انتخاب كند».
خانه ملت در نگاه امام رحمهالله
مجلس، خانه واقعي ملت است و برخلاف دوران طاغوت به خصوص رژيم ستمگر پهلوي بر آراي توده مردم متعهد به اسلام استوار است ودست ناپاك دولتمردان وقدرتمندان شرق و غرب از آن كوتاه است.
مجلس، محلي است كه اكثريت قاطع مسائل مهم كشور، بيواسطه يا با واسطه به آن بسته است و تنها مرجعي است براي يك ملت.
مجلس، قوه مجتمع يك ملت است و مركز همه قدرتها و قانونها مجلس است و اين مجلس همه را هدايت ميكند.
از ويژگيهاي مجلس، اسلامي و ملي بودن آن است كه تمام تلاشش در راه تصويب قوانين غيرمخالف با احكام مقدس اسلام است و از متن ملت جوشيده است.
رابطه مجلس و ملت در كلام امام رحمهالله
ملت اگر نظارت در امور مجلس نكنند و كنار بروند و مشغول كارهايشان بشوند، ممكن است يك وقت [مجلس] به تباهي بكشد.
ملت ما هم امروز مثل سابق، بيتفاوت در امور نميباشند. آنها همواره مواظب و مراقبند و همه امور را مشاهده ميكنند. بايد آقايان بدانند كه اگر چنانچه خداي نخواسته وسوسهاي پيش بيايد، يا كسي بخواهد وسوسهاي پيش بياورد و نگذارد كه مسائل اسلام و قوانين پيش برود، مردم سكوت نميكنند.
محيط مجلس بايد گونهاي باشد كه وقتي اين محيط در منظر مردم قرار گرفت، طوري نباشد كه مردم از انتخابشان پشيمان بشوند.