اينك عاشورا
... يك هزار و چهارصد و بيست و هفت سال قبل صبح روز هفتم محرمالحرام مرد كوفي وقتي زين و برگ خود را آماده ميساخت تا عازم نبرد با فرزند رسولخدا(ص) شود دخترك خردسالش از او پرسيد كه به كجا ميرود؟ و مرد پاسخ داد كه براي سفر و تجارت راهي شام است و به دخترك قول داد تا از ديار شام براي فرزند دلبندش گوشوارهاي تحفه با خود بياورد!
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۶ ساعت 7:10 توسط رزمنده:سیدعلی
|