بايدها و نبايدهای ستادهای احمدی‌نژاد

سيدمجتبي ثمره هاشمي ، رييس ستاد هماهنگي حمايت‌هاي مردمي دكتر احمدي‌نژاد در مراسم آغاز به كار رسمي پايگاه اطلاع رساني ستاد هماهنگي حمايت‌هاي مردمي دكتر احمدي‌نژاد با نام "دولت يار" و با نشاني اينترنتي http://dolateyar.ir بايدها و نبايدهاي ستادهاي حامي را اعلام كرد.

متن بايدها و نبايدهاي ستادهاي حامي دكتر احمدي‌نژاد بدين شرح است:

باسمه تعالي

بايدها و نبايدهاي ما

‌١. اكنون كه به حكم عشق و عقل و در راه استمرار دولت اسلامي و تداوم گفتمان عدالت و پيشرفت در جهت حمايت از خادم ملت، جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد، همدل و همراه شده‌ايم، موارد ذيل را به عنوان چارچوب فعاليت‌ها رعايت خواهيم كرد:

‌٢. تأكيد و ترغيب به حضور فعال و آگاهانه مردم در انتخابات و تبيين حق و تكليف آنان در تعيين سرنوشت اجرايي كشور و تلاش در جهت مشاركت پرشكوه و حداكثري مردم

‌٣. گفتمان رهبر كبير انقلاب، حضرت امام خميني (ره) و رهبري عزيز انقلاب، راهبرد اصلي ستادهاي مردم در سطح كشور خواهد بود.

‌٤. منش و رفتار فعالان ستادهاي مردمي مي‌بايست رنگ و بوي سلوك متواضعانه دكتر احمدي‌نژاد با مردم را داشته باشد. هدف، انجام تكليف بوده و متانت رفتاري و آرامش قلبي لازمه اداي آن است.

‌٥. رفتار ساده، زيبا و بي‌پيرايه، پيوست هميشگي فعاليت‌هاي خالصانه و مؤمنانه ستادهاي حاميان دكتر احمدي‌نژاد بوده و نشاط بسيجي و روحيه فداكاري با الگوگيري از سيره شهداي عزيز منجر به افزايش توفيق و توان ستادها خواهد شد.

‌٦. به غير از نقد منصفانه و عادلانه برنامه‌ها و سخنان رقبا، هرگونه اهانت و رفتار غيراسلامي و غيراخلاقي نسبت به ديگر نامزدها، با مشي اسلامي مطابقت ندارد. آرمان متعالي دولت اسلامي با بداخلاقي محقق نمي‌شود.

‌٧. استقامت بي‌نظير دولت اسلامي در برابر باطل و سختي‌هاي مسير، حاصل نيايش‌ها و توسلات مردم بوده و هست. از اين اكسير حيات بخش و نماز اول وقت نبايد غفلت شود.

‌٨. ضمن پرهيز از صدور هر نوع ابلاغ و حكم ستادي، از نفوذ عناصر فرصت‌طلب و يا كاسب‌كاران قدرت‌طلب در فعاليتهاي ستاد جلوگيري شود.

‌٩. ستادهاي دكتر احمدي‌نژاد محل بروز انديشه‌هاي ناب ديني و انقلابي و رفتارهاي اسلامي است كه دولت نهم منادي آنها بوده است: تأكيد بر ضرورت استقرار دولت اسلامي و مراحل پنجگانه رسالت انقلاب اسلامي كه توسط رهبر حكيم انقلاب اعلام شد، تشريح چرايي تقابل احزاب و باندهاي قدرت و ثروت با خواست مردم، مباني اعتقادي و قرآني مهرورزي، عدالت گستري، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي، تأكيد بر نماز اول وقت و امثال آن.

‌١٠. با مرور و تبيين هرچه بهتر و بيشتر منطق اصول‌گرايي ولايت‌مدار و تشريح پاسخ "چرا احمدي‌نژاد؟" و رفع برخي شبهات رسانه‌اي، بايد به غني‌ترشدن ادبيات تبليغ و گسترش مبلغ براي گفتمان عدالت و معنويت در لايه‌هاي مختلف اجتماعي فكر كرد.

‌١١. استقبال‌هاي پرشور و كم نظير مردم عزيز در استانها نبايد مايه آسودگي خاطر و كم كاري ما باشد. جدي گرفتن رقابت انتخاباتي براي تحقق آراي قاطع و معنادار دكتر احمدي‌نژاد يك ضرورت است.

‌١٢. ادبيات آرماني و غيرمنفعلانه و رو به جلو حتي در پاسخگويي به سؤالات و بازگوكردن رويكردها و عملكرد دولت بايد مد نظر باشد.

‌١٣. توقع اين است كه قواعد اصلي جمعي سرلوحه امور قرار گيرد: جديت و نظم در كار، مسؤوليت‌پذيري، تواصي به حق و تواصي به صبر، پرهيز از افراط و تفريط و ...

‌١٤. در تبليغات، از راهبرد چهره به چهره و حلقه‌هاي كوچك مي‌بايست بهره برد. اين روش مؤثرتر، كم هزينه‌تر و البته كارآمدتر است.

‌١٥. در گزارش عملكردها از افراط و تفريط پرهيز شود.

‌١٦. به ظرفيت دانشگاهها و اساتيد و تشكلهاي ا سلامي پيشتاز دانشجويي براي نهضت سخنرانيها و تبليغات چهره به چهره و نيز توانمندي جوانان حوزوي و روحانيت مكرم در شهرها و محله‌ها و ... به صورتي ويژه توجه شود.

‌١٧. فضاي ترويجي و تبليغي را بايد از اعضاي خانواده، اقوام، خويشان، همكاران، هم كلاسها، هم مسجدي‌ها و همسايه‌ها آغاز نمود. تبليغات نبايد محدود به فضاي ستادها بماند.

‌١٨. توجه ويژه به نسل جوان متعهد و اعتماد و واگذاري مسؤوليتها مي‌تواند به شور و نشاط هر چه بيشتر در ستادها بينجامد. ستادها، زمينه لازم براي آزاد شدن پتانسيلهاي مردمي و ابتكارات و خلاقيتها را فراهم كنند.

‌١٩. پرهيز از هرگونه برنامه و رفتاري كه شائبه مخدوش شدن صداقت، سلامت و مردمي بودن ستادها را ايجاد مي‌نمايد.

‌٢٠. ستادها، جاذبه را در حد اعلا و دافعه را در حد ضرورت اعمال نمايند و اجازه دهند هر كس با خلوص نيت قصد كمك به اين راه و آرمان را دارد، در حد توانش فعاليت نمايد.

‌٢١. استفاده از ابزار هنر و رسانه‌هاي كم‌هزينه به ويژه رسانه‌هاي ديجيتال مي‌تواند موجب فراگيرترشدن محتواي تبليغي ستادها باشد.

‌٢٢. فعاليتهاي ستادها به هيچ وجه نبايد موجب آزار و اذيت همسايگان شود.

‌٢٣. از سويي بر همگرايي و همدلي با همه كساني كه گفتمان انقلاب اسلامي و مردم را قبول دارند، تاكيد شود ـ و از جانب ديگر ـ گفتمانهاي وارداتي، غيرانقلابي و مقابل با فرهنگ و تمدن اسلام و ايران، مورد نقد قرار گيرند.

تسليت

ارتحال ملکوتی عارف پرهیزکارواستاداخلاق حضرت آیت الله

بهجت رحمة الله عليه رابه پيشگاه آقاامام زمان(عج)،مقام

 معظم رهبري،حوزه هاي علميه،مريدان ودوستدارانش و

جهان اسلام تسليت عرض مي نمايم.

چندروز تا 22 خرداد آرايش سياسى در انتخابات دهم

چندروزی مانده به انتخابات ریاست جمهوری دهم، آرایش سیاسی کاندیداها و جناح های سیاسی حامی آنها تقریباً به طور کامل شکل گرفته و فضای سیاسی کشور در حال ورود به فاز  «عملیات انتخاباتی» است. با پایان یافتن مهلت ثبت نام و مشخص شدن «کاندیداهای قطعی»  اکنون با اطمینان می توان گفت که  داستان «آمدن و نیامدن»- که چند ماهی فوق العاده گرم بود- تمام شده و صحنه انتخابات از حیث کاندیداهایی که تصمیم به رقابت گرفته اند کاملاً روشن است. به دنبال واضح شدن آرایش کاندیداها، طی روزهای گذشته احزاب و گروه های سیاسی هم در حال شفاف کردن  موضع خود و اتخاذ تصمیم در حمایت کاندیداهای مورد نظر خود هستند. کاندیداها ظاهراً بیش از آنکه به جلب حمایت احزاب و گروه ها توجه داشته باشند در حال برنامه ریزی برای «عملیات های انتخاباتی» خود در یک ماه منتهی به انتخابات خصوصاً مسئله تبلیغات و حضور در برنامه های تلویزیونی هستند.
گذشته از همه اینها، شور و حال انتخاباتی در فضای عمومی جامعه نیز هر روز بیشتر از روز قبل می شود. تلفیق آخرین نظرسنجی ها توسط نهادهای مختلف همچنان از فاصله زیاد کاندیدای اصولگرایان با رقبای خود حکایت دارد، ضمناً حاکی از این  واقعیت هم هست که با نزدیک شدن به ایام انتخابات به سرعت به تعداد کسانی که حضور خود در انتخابات را «قطعی» اعلام می کنند،  افزوده می شود و هم اکنون جمع بندی نظرسنجی ها نشان می دهد که مشارکت در انتخابات 22 خرداد حداقل بالای 60 درصد خواهد بود. نکته مهم در این میان این است که مطابق نظرسنجی های موجود هر چه تعداد رای دهندگان افزایش پیدا می کند، «سرعت رشد» رای کاندیدای اصولگرا نیز بالاتر می رود اما رای کاندیداهای اصلاح طلب از حدود 2 هفته پیش  کاملاً ثابت مانده و نوسان آن بسیار اندک است. گزارش حاضر به اختصار تمام آرایش صحنه سیاسی کشور را توصیف می کند.
احمدی نژاد، مرد آرام
در صحنه ناآرام
محمود احمدی نژاد که ستاد انتخاباتی رسمی تشکیل نداده  اکنون کاندیدای اجماعی بخش اعظم اصولگرایان است. اگرچه جریان های مختلفی در ماه های اخیر تلاش کردند با متقاعد کردن برخی چهره های مطرح اصولگرا به کاندیداتوری و ایجاد انشقاق وسیع در میان اصولگرایان سبد رای احمدی نژاد را بشکنند و شرایط را برای - حداقل- رفتن انتخابات به دور دوم مهیا کنند اما به نظر می رسد که این پروژه در یافتن «مصداق» مناسب دچار مشکلات جدی شده و حالا که ثبت نام کاندیداها به پایان رسیده روشن است که  به جز محسن رضایی- که  به نظر می رسد رای او پایین تر از همه کاندیداهای حاضر در صحنه  باشد - هیچ یک از چهره های مطرح مورد نظر جریان فوق حاضر به پذیرش و ریسک ایجاد شکاف  میان اصولگرایان نشده استاز سوی دیگر، با وجود اینکه احمدی نژاد عملاً تمرکز خود را بر ارتباط گیری مستقیم با مردم، پاسخ به شبهات و به قول خودش «کار تا ثانیه آخر» قرار داده تقریباً تمامی گروه های اصلی اصولگرا از جمله جمعیت ایثارگران و جبهه پیروان خط امام و رهبری از او حمایت کرده اند و او در میان نخبگان سیاسی جریان اصولگرا دارای حمایت کامل است. گرچه همواره از آنها خواسته «به تکلیف خود عمل کنند». او اکنون در تمامی نظرسنجی ها حتی نظرسنجی های داخلی اصلاح طلبان با فاصله ای جدی از رقبای خود پیش تر است.
موسوی منحنی با شیب ثابت
میرحسین موسوی اگرچه تصور می کرد که به سرعت بدل به کاندیدای اجماعی اصلاح طلبان خواهد شد اما اکنون تقریباً واضح است که وی نه در «الیت سیاسی» و نه در «بدنه اجتماعی» موفق به شکل دهی هیچ نوعی از اجماعی نشده است. موسوی در 5/1 ماه گذشته با هجوم وسیع تندروهای اصلاح طلب به سمت خود مواجه بوده و در موارد مهمی نیز با آنها به «ائتلاف کاری» رسیده است. حزب مشارکت از طریق یکی از اعضای شورای مرکزی خود اکنون نقشی مهم در چینش ستادهای استانی او دارد و سازمان مجاهدین نیز عملاً نقش لیدر فکری و جریان گفتمان ساز را در اردوگاه وی به عهده گرفته است. اگرچه پروژه تندروها برای تسخیر کامل اردوگاه موسوی دقیقاً به آن نحو که آنها می خواستند عملیاتی نشده اما موسوی ، آزادی عمل فراوانی به حامیان خاتمی که برخی از آنها حتی با اکراه وی مواجهند، داده است.
ستاد میرحسین موسوی که تقریباً حمایت تمامی احزاب و گروه های حامی خاتمی را پشت سر خود دارد عمده برنامه ریزی های خود را بر دو دهه منتهی به انتخابات متمرکز کرده و با نام نهادن آنها به عنوان دهه های «تبلیغ» و «ترویج» درصدد استفاده وسیع از نهادهای مذهبی از جمله رنگ سبز در تبلیغات انتخاباتی خود است. به لحاظ گفتمانی نیز خود او در این مدت اگرچه سعی کرده نشان دهد که اصلاح طلب به معنای دوم خردادی کلمه نیست اما این موضوع را هم روشن ساخته که «اصولگرا» هم نیست و برای خود مدلی شبهه مستقل قائل است. اصلاح طلبان البته عقیده دارند موسوی عمداً در اظهار نزدیکی به آنها کم می گذارد و از جمله گله دارند که او «به  طمع رأی اصولگرایان در حال از دست دادن رأی اصلاح طلبان است» اما آنچه از مواضع علنی موسوی می توان فهمید این است که او قصد هیچگونه تعریض جدی به عملکرد اصلاح طلبان ندارد و دائماً تاکید می کند که آنها دوستان نزدیک او هستند و در دوران مسئولیت آنها هرگز برای امام و انقلاب احساس خطر نکرده است. اصلاح طلبان اکنون در این باره اجماع دارند که مهم ترین مشکل موسوی «ناتوانی از ایجاد برانگیختگی اجتماعی» است- کاری که به قول یکی از بزرگان اصلاح طلب در وهله اول خود کاندیدا باید انجام دهد نه ستادهایش - و همچنان همه آنها در تدارک راهی برای جبران این نقیصه اند. «سرمایه گذاری روی سبد رأی خاتمی» از طریق نزدیک شدن بیشتر به چهره های تندرو آخرین پیشنهاد بخشی از جریانات دوم خردادی به موسوی برای شکستن وضع نه چندان مناسب فعلی است.
کروبی، شیخ در دام
مهدی کروبی جزو پدیده هایی در انتخابات دهم است که سرنوشت او در دو ماه پایانی به شکلی متفاوت از آنچه پیش تر بود در حال رقم خوردن است. تا حدود 5/1ماه پیش، کروبی عمده تلاش سیاسی خود را بر مرزبندی با جناح تندرو جبهه اصلاحات قرار داده و تلاش می کرد تمایز میان خود و آنها را شفاف  کند. اما مدتی است که اردوگاه او وضعیتی کاملاً متفاوت پیدا کرده و بخشی از جریاناتی که در ساختارشکنی و داشتن سوابق ضدیت با نظام تابلودار و شهره هستند،  توانسته اند  اردوگاه شیخ را به تسخیر خود درآورند. از مجموعه قرائن می توان فهمید که این افراد با دو هدف عمده در ستاد کروبی اجتماع کرده اند: 1- بهره مندی از منابع مالی تقریباً وسیعی که در ستاد کروبی موجود است و 2-تعقیب هدفی که خود در برخی محافل آن را «تیراندازی به نظام از سنگر کروبی» نامیده اند. تحلیل برخی از اطرافیان تندرو کروبی این است که کروبی سنگر امنی برای تهاجم به نظام است و می توان در این سنگر نشست و حملاتی سنگین علیه ارکان نظام و انقلاب تدارک دید. شیخ خود به احتمال فراوان از این قصه مطلع نیست و اطرافیانش را انسان هایی صدیق می پندارد که درصدد «جمع کردن رای» برای او هستند  اما حقیقت قضیه این است که این عده تنها درصدد سوءاستفاده از وی و مطرح کردن بحث هایی هستند که به قول خودشان «جای دیگر نمی توان به آنها پرداخت». دو بیانیه به امضای کروبی، یکی در انتقاد از اعدام کودکان(؟!) و دیگری درباره اقلیت ها، قومیت ها و دانشجویان محروم از حق تحصیل حلقه هایی از همین پروژه بوده و فازهای دیگری هم در راه است.
در کنار پروژه «سوءاستفاده تندروها از کروبی» البته یک داستان موازی هم وجود دارد و آن تلاش همین عده برای کنار بردن کروبی از صحنه انتخابات «در شرایط مقتضی» است.
برخی از اطرافیان کروبی هم اکنون در حال مذاکراتی با حامیان خاتمی و موسوی هستند که روشی برای «براندن»، و خلوت کردن صحنه به نفع موسوی بیابند. از جمله اخباری در  دست است که نشان می دهد یکی از افراد مورد اعتماد کروبی که در انجام نظرسنجی های خاص سابقه دار است، پذیرفته نظرسنجی جدیدی «تولید» کند و در آن رای شیخ را فوق العاده پایین محاسبه  نماید. مهدی کروبی برای اصولگرایان اکنون بیش از آنکه مایه نگرانی انتخاباتی باشد از حیث  قربانی شدن او پیش پای جماعتی مایه نگرانی است که در  ریختن آبروی بزرگان مهارتی بی بدیل و سابقه ای  شناخته شده دارند.
محسن رضایی
در جست وجوی ائتلاف
محسن رضایی آخرین چهره مطرحی است که در انتخابات ریاست جمهوری  دهم ثبت نام کرده است. وی اگرچه خود را بخشی از جریان اصولگرا می داند اما اعلام کرده است که در دولت ائتلافی خود از همه نیروهای سیاسی حتی اصلاح طلبان استفاده خواهد کرد.
تئوری سیاسی پشت سر حضور رضایی «جمع کردن ریزش های رای احمدی نژاد» است که بسیاری آن را غیرمنطبق با واقعیات می دانند.
رضایی در مدت کوتاه حضور خود در صحنه انتخابات بیشتر به انتقاد  از دولت پرداخته و کمتر متعرض اصلاح طلبان شده است.

آقاى کروبى شما را چه مى شود ؟!

دیروز آقای کروبی در اقدامی که از یک روحانی بعید به نظر می رسید فحش نامه مفصلی علیه اینجانب و کیهان صادر کرد متن این فحش نامه به طور همزمان در روزنامه های زنجیره ای و سایت های ضدانقلاب به اصلی ترین خبر تبدیل شد و دو روزنامه اعتماد و اعتمادملی آن را به عنوان تیتر اول خود برگزیدند که انشاءالله این هماهنگی برخی از اصلاحاتچی های داخلی و سایت های ضدانقلاب خارجی مثل دهها و صدها مورد دیگر تصادفی! بوده باشد.
و اما درباره فحش نامه آقای کروبی اگرچه گفتنی های بسیاری هست ولی در این نوشته تنها به بیان چند نکته بسنده می کنیم:
1- ابتدا باید از آقای کروبی پرسید کدامیک از فحش ها و تهمت هایی که علیه کیهان آورده اید، قبل از شما از سوی رادیوهای بیگانه نظیر اسرائیل و رادیو آمریکا و سایت های سلطنت طلب و ضدانقلاب نثار کیهان و مدیرمسئول آن نشده است؟! خودتان قضاوت کنید. بنابراین از ژرفای دل خدا را شکر می کنیم که به خاطر دفاع از اسلام و نظام اسلامی و خط مبارک امام(ره) مورد عتاب و فحاشی دشمنان تابلودار خارجی قرار گرفته ایم و از همزبانی احتمالا ناخودآگاه برخی دوستان داخلی با آنها عمیقاً متأسفیم.
2- ماجرا این بود که جنابعالی در صفحه اول روزنامه خود با تیتر درشت خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته بودید «اعدام کودکان را متوقف کنید»! چنانچه گویی همه روزه در ایران اسلامی دهها کودک را به جوخه اعدام می سپارند و جنابعالی خواستار توقف آن شده اید!!
راستی! آقای کروبی مگر دقیقاً در همین روزها رژیم اشغالگر قدس به جرم کودک کشی مورد اعتراض و خشم مردم جهان قرار ندارد؟ و مگر نخست وزیر رژیم صهیونیستی ادعا نمی کند که اتهام کودک کشی را جمهوری اسلامی ایران به اسرائیل وارد کرده است؟ بنابراین اگر ادعای شما خطاب به نظام اسلامی که «کودک کشی را متوقف کنید»! همصدایی-البته ناآگاهانه- با اسرائیل و آمریکا نیست، پس چیست؟! چرا به جای آن که از ادعای اسرائیل پسند خود نگران باشید، به کیهان که این همصدایی را ملامت کرده است فحش می دهید؟! یعنی شما نمی دانید که ادعای شما را دقیقاً و بی کم وکاست اسرائیلی ها علیه ایران اسلامی مطرح کرده اند؟ اگر می دانید که چه عرض کنم؟ و اگر نمی دانید که دانستن این مسائل یکی از مصادیق «سواد» است!
3- جناب کروبی مگر فردای آن روز که تیتر یاد شده را در روزنامه اعتماد ملی چاپ کردید، به خاطر ناروا بودن آن از خوانندگان عذرخواهی نکردید؟ روزنامه تان که موجود است و نمی توانید انکار کنید. بنابراین باید پرسید اگر خودتان اعتراف دارید که ادعای بی جا و سخیفی کرده اید چرا به کیهان که قبل از اعتراف شما به آن اعتراض کرده بود ناسزا می گوئید؟! و چنانچه ادعای خود را قبول دارید چرا عذرخواهی کردید؟!
4- در فحش نامه خود به گونه ای ناشیانه کوشیده اید صورت مسئله را عوض کنید و موضوع اعدام افراد زیر 18 سال را مطرح کرده و از نگارنده، پرسیده اید «شما بر مبنای کدام دانش فقهی و حوزوی متعرض محتوای اعلامیه من درباره ضرورت قانون مجازات افراد زیر 18 سال می شوید؟»
آقای کروبی! چرا طفره می روید؟ موضوع را عوض نکنید! بنده به بحث فقهی شما اعتراض نکرده ام بلکه به ادعای اسرائیل پسند جنابعالی که هم دروغ محض و هم تهمت ناروا به اسلام و انقلاب است اعتراض داشته ام.
ضمناً؛ مگر جای بحث فقهی درباره مجازات اعدام برای افراد کمتر از 18 سال در روزنامه هاست؟ تاکنون کدامیک از فقهای بزرگوار اینگونه بحث ها - دقت کنید بحث درباره موضوع و نه نتیجه آن- را در روزنامه ها مطرح کرده اند؟! آیا بهتر نبود به جای اینهمه آسمان و ریسمان کردن، یک باردیگر بیانیه خود را مرور می کردید و از مردم پوزش می خواستید.
5- حق با شماست! بنده دانش فقهی ندارم ولی اولا؛ مگر بحث فقه است که به دانش فقهی نیاز باشد؟ و ثانیاً؛ مگر دانش فقهی جنابعالی در حد و اندازه ای است که ادعا کرده اید؟! طوری نوشته اید که انگار همه فقهای بزرگ قلم ها را زمین نهاده و دفتر و کتاب ها را کنار گذاشته اند تا نظر فقهی حضرتعالی را بشنوند؟!
6- در فحش نامه کذایی به سوابق خود اشاره کرده و به آن بالیده اید که ضمن تقدیر و تحسین به خاطر اینهمه شکسته نفسی و تواضع!! نظر جنابعالی را به فرمایش تعیین کننده حضرت امام(ره) جلب می کنم که می فرمودند «میزان حال فعلی افراد است» . بنابراین بهتر است برای ارزیابی «حال فعلی» افراد، معیارهای بنیادین امام راحل(ره) را ملاک قضاوت قرار دهیم به یقین می پذیرید که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست»! هست؟!
7- اینجانب را به زعم خود ملامت کرده اید که بازجو بوده ام. بنده هیچگاه بازجو نبوده ام ولی بارها ابراز تاسف کرده و می کنم که چرا ثواب بازجو بودن در نظام جمهوری اسلامی ایران که متعلق به حضرت صاحب الزمان(عج) است در نامه اعمال من ثبت نشده است و خدا را شکر می کنم که به لطف او مانند کسانی نیستم که برای کسب قدرت همراه بادهای سیاسی به این سو و آن سو کشیده می شوند و مثلاً در زمان حضرت امام(ره)، گروهک نهضت آزادی را غیرقانونی می دانند و بعدها با همین افراد که به قول امام راحل(ره) آمریکایی هستند، پالوده می خورند و یا یک روز از خط امام دم می زنند و روز دیگر با کسانی که به آن بزرگوار اهانت کرده اند، ائتلاف می کنند! و یا یک روز با حضرت امام(ره) علیه دزدان بیت المال همصدا می شوند و روز دیگر از یک مفسد اقتصادی پولهای کلان می گیرند و... بگذریم که گفتنی در این باره بسیار است و قلم در نیام به صلاح نزدیکتر.
8- مرا متهم کرده اید که علیه -به اصطلاح- روشنفکران قلم زده ام ولی مصلحت ندانسته اید که بفرمائید آنها چه کسانی بوده اند؟ برای کیهان افتخار بزرگی است که علیه دشمنان اسلام و امام و انقلاب قلم زده و هویت واقعی آنها را افشا کرده است. کسانی که؛ «فرهنگ شهادت را خشونت آفرین» می دانستند! اسلام را متعلق به 1400 سال قبل دانسته و قوانین آن را غیرقابل اجرا معرفی می کردند! شهادت امام حسین علیه السلام را نتیجه خشونت طلبی- نستجیربالله- جدش رسول خدا (ص) در جنگ های صدر اسلام می دانستند! کسانی که «انقلاب اسلامی را عامل عقب افتادگی» می نامیدند! آنها که می نوشتند «ائمه اطهار(ع) هم قابل انتقاد هستند»! و یا «اصلی ترین مشکل ما برای برقراری دموکراسی در کشورمان این است که در ایران هنوز خدا نمرده است»! و می نوشتند «منشأ خشونت همین احکام فقهی است»! و «افکار امام خمینی(ره) باید به موزه تاریخ سپرده شود»! و می نوشتند «حجاب و حیای زنان مظهر و نماد عقب افتادگی است»! و...
جناب کروبی! کیهان خدای سبحان را شاکر است که به لطف و عنایت او علیه این جرثومه های فساد و تباهی قلم زده است و از جنابعالی که لباس مقدس روحانیت را بر تن دارید تعجب می کند چرا مقابله کیهان با این جریانات منحرف و ضد خدا و اسلام را جرم می دانید؟! و این سأال جدی مطرح است که چرا حضرتعالی با این جرثومه های فساد و تباهی ائتلاف سیاسی داشته و در مقابل اهانت های صریح - و نه پنهان و مخفی- آنان مهر سکوت بر لب زده و می زنید؟! بدیهی است که نمی توانید لاطائلات مکتوب این عده در جبهه سیاسی وابسته به خود را انکار کنید، چرا که تماماً آشکار و علنی بوده است. و صد البته نمی توانید سکوت خود در برابر این اهانت ها را توجیه بفرمائید! حالا قضاوت بفرمائید شما قابل ملامت هستید که با این جماعت همراه بوده اید یا کیهان که علیه آنها قلم زده است؟! آیا شما حامی روحانیت و فقاهت و مراجع بوده اید؟ یا کسی که با این جرثومه های فاسد در افتاده است؟! جنابعالی به کلام حضرت امیر(ع) در ماجرای کشیدن خلخال از پای دختر یهودی استناد کرده و نتیجه گرفته اید اگر کسی در مقابل اهانت به فلان و فلان بمیرد بر او ملامتی نیست که باید عرض کنم نظرتان درباره کسی که از قصه پرغصه سکوت یک روحانی در مقابل اهانت به رسول خدا(ص) بمیرد چیست؟!
9- راستی! آقای کروبی! آیا جنابعالی شخصیت خود را -نستجیربالله- از رسول خدا(ص)، ائمه اطهار و حضرت امام(ره) برتر می دانید؟ به یقین پاسخ منفی است و ساحت جنابعالی از این اتهام دور است. بنابراین چرا در مقابل اهانت هم حزبی های خویش نسبت به آن بزرگواران سکوت کردید و هنگامی که خودتان به خاطر همزبانی با دشمنان اسلام مورد انتقاد قرار گرفتید، فحش نامه صادر فرمودید؟!
10- نوشته اید «شگفتا که در دوران شاه اعضای حزب توده، رستاخیزی و ساواکی می شدند و به شکنجه و آزار مبارزان انقلابی و زندانیان سیاسی می پرداختند و پس از انقلاب برخی افراد که سابقه وابستگی به گروههای ضد انقلاب داشتند لباس مطبوعاتی می پوشند».
دراین باره لازم است عرض کنم، برخی از افراد یاد شده در حزب و گروه شما بوده اند و اما اینجانب به گواهی پرونده ام هرگز عضو گروهی نبوده و از نوجوانی مقلد حضرت امام(ره) بوده ام. شما می توانید از برخی دوستان خود نظیر آقای سرحدی زاده، کاظم بجنوردی، و سایر زندانیان سیاسی (10 سال تا ابد) بپرسید که چه کسانی جمع زندانیان مسلمان را از جمع منافقین جدا کردند و چه کسانی از طریق ملاقاتی ها و پیام به بیرون زندان با حضرت امام(ره) و یا نمایندگان ایشان تماس گرفته و از ایشان راهنمایی می خواستند و چه کسانی... بگذریم.
11- پرسیده اید که آیا بنده تاکنون ملاقاتی با حضرت امام(ره) داشته ام؟ برای مزید اطلاع جنابعالی باید بگویم؛ آری، بارها توفیق زیارت آن بزرگوار را داشته ام و از جمله، بعد از دستگیری اعضای حزب توده با واسطه شهید محلاتی که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در سپاه بودند برای مباحثه با احسان طبری درباره مارکسیسم و نقد آن مأموریت یافتم و بعد از بازگشت مرحوم احسان طبری به اسلام- که نتیجه مستقیم مراجعه وی به شخصیت عظیم حضرت امام(ره) و آثار استاد شهید مطهری بود- مورد لطف حضرت امام(ره) نیز قرار گرفتم. شهید محلاتی به ظاهر در میان ما نیست ولی اسناد آن که موجود است. بپرسید و یا به سخنرانی شهید محلاتی در اجتماع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب شیراز مراجعه بفرمائید و موارد دیگری که اطلاع از آن برای جنابعالی به آسانی امکانپذیر است.
12- در جای جای فحش نامه خود به انتخابات اشاره فرموده و این پرسش منطقی را بی پاسخ گذاشته اید که مگر به خاطر انتخابات باید دفاع از اسلام و انقلاب را تعطیل کرد؟
13-اگرچه هنوز گفتنی های مستند دیگری باقی است اما فقط به یکی دیگر از اصلی ترین گفتنی ها که جان کلام نیز هست اشاره می شود.
به فحش نامه ای که دیگران برایتان نوشته و جنابعالی امضاء فرموده اید یک نگاه دیگر بیندازید. ملاحظه فرمودید؟! حالا خودتان قضاوت کنید که مخاطب این فحش نامه کیهان است یا در آن، برخی از ضدانقلابیون به بهانه کیهان، بغض ها و کینه های فروخورده خود از امام(ره) و انقلاب را خالی کرده اند؟! اگر کسانی که فحش نامه را برایتان نوشته اند فقط به کیهان فحش داده بودند، هرگز پاسخی نمی دادیم، ولی....
راستی آقای کروبی! نگاهی هم به سایت های ضدانقلاب بیندازید و پیچ رادیوهای بیگانه را بپیچانید، برای شما چه هورایی می کشند و به خاطر فحش نامه کذایی چه تشویق و تقدیری است که پشت سرهم نثارتان می کنند!...یادتان هست که امام(ره) می فرمودند هر وقت دیدید دشمنان اسلام از مواضع و عملکرد شما حمایت می کنند در کار خود شک کنید؟
جناب آقای کروبی!
باور بفرمائید- و چنانچه باور ندارید در آینده ای نزدیک به چشم خود می بینید- که برخی از اطرافیان شما نه فقط کمترین ارادتی به شما ندارند بلکه حضرتعالی را تنها در حد یک بلندگو برای اظهارات ساختارشکنانه می خواهند. چرا؟! آنها در پی آنند که شمارا بیرون از نظام قلمداد کنند تا انتخابات آینده را آنگونه که آمریکایی ها با صراحت اعلام داشته اند به انتخاباتی دو قطبی که یک قطب آن پای در بیرون نظام دارد تبدیل کنند. بدیهی است که حضرتعالی علی رغم انتقادات جدی که به برخی از مواضع و عملکردتان وجود دارد، شخصیتی در حوزه نظام اسلامی هستید همانگونه که آقای مهندس موسوی نیز چنین است. کیهان در پی اثبات این واقعیت است بنابراین اگر هم انتقادی می کند خیرخواهانه و دلسوزانه است حتی اگر لحنی تلخ داشته و گاه با تمثیل ها و لطیفه هایی همراه باشد که فقط تمثیل است و طنز و همانطور که می دانید «مثل عین ممثل» نیست، اما برخی از اطرافیان شما حضرتعالی را بیرون از نظام می پسندند همانها که در گذشته ای نه چندان دور در مقابل شما ایستاده بودند. حالا قضاوت بفرمائید کدام دوست و کدام دشمن است؟