. يك هزار و چهارصد و بيست و هفت سال قبل صبح روز هفتم محرم‌الحرام مرد كوفي وقتي زين و برگ خود را آماده مي‌ساخت تا عازم نبرد با فرزند رسول‌خدا(ص) شود دخترك خردسالش از او پرسيد كه به كجا مي‌رود؟ و مرد پاسخ داد كه براي سفر و تجارت راهي شام است و به دخترك قول داد تا از ديار شام براي فرزند دلبندش گوشواره‌اي تحفه با خود بياورد!

... و يك هزار و چهارصد و بيست و هفت سال قبل امام آزادگان ياران اندك اما بزرگ خويش در مقابل لشكريان انبوه اما اندك گمراهي و ظلم آراست و خود را براي بزرگ‌ترين مصاف تاريخ آماده كرد.

روز دهم محرم‌الحرام آن سال حقيقتي رقم خورد كه تا قرن‌ها بعد هنوز ابناء بشر نتوانسته‌اند از كاويدن اعماق آن و گردآوري گوهرهاي تابان آرميده بر كران اين اقيانوس عظيم فارغ شوند.

گويي آن روز برپا شده بود تا فرزندان آدم براي دومين بار و در نبرد با گمراهي آزموده شوند و كه مي‌داند بايد حماسه حسين (ع) را نتيجه اين نبرد برشمرد يا جنايت‌هاي خيل دنياطلبان آمده بر پيكار با فرزند برترين رسول حق و تكليف دومين آزمون را روشن ساخت؟

... لحوف‌بن طاووس حكايت كند كه در گرماگرم نبرد، حضرت سيدالشهداء با زخم‌هاي فراوان بر پيكر از كيان و ناموس خويش دفاع مي‌كرد مرد كوفي از مقابل امام گريخت و امام تا چند متر او را تعقيب كرد و چون به او دست يافت مرد كوفي را با محبت خطاب كرد! امام به او فرمود: براي فرزندت تحفه چه خواهي برد؟ و در پاسخ به نگاه شرمگين مرد كوفي دستمالي هديه داد كه در آن «گوشواره‌اي» قرار گرفته بود تا مرد كوفي در مقابل نگاه‌هاي دختركش شرمگين نشود!

و يك هزار و چهارصد و بيست و هفت سال بعد در خيابان‌هاي نيويورك، برلين، پاريس، پيشاور و ساير نقاط كره خاكي آدميان تشنه معارف حسيني بر سر و سينه زنان فاصله‌هاي وحشتناك خود از معارف اصيل عاشورايي را به سوگ نشسته‌اند كه گريستن بر مظلوميت فرزند رسول‌خدا بي‌شك دروازه‌اي است براي درك اين حقيقت غمبار.

سوال اما در اين سوي كره خاكي و در ام‌القراي جهان اسلام ـ ايران عزيز ـ چرايي ورود رفتارهاي غيرمستند در آئين سوگواري سيدالشهدا است، رفتارهايي كه با افزايش خود چه در قالب فرم و چه در محتواي سوگواري‌ها نهادهاي فرهنگي و انتظامي كشور را به فكر انديشيدن راه‌حل فرو برده است.

سازمان تبليغات اسلامي با تشكيل كارگروهي ويژه براي صدور بخشنامه‌هايي با هدف محدود كردن حمل علامت و با تاسيس سايت اينترنتي به دنبال اصلاح محتواي مداحي مورد استفاده در آئين‌‌هاي عزاداري است و نيروي انتظامي با محدود كردن ساعات فعاليت هيئت‌ها به دنبال حفظ نظم و ساير نهادهاي فرهنگي هر يك به نوعي به دنبال اصلاح در اين كهن آئين مسلمانان‌اند. غفلت اصلي اما در اين ميان از علت اساسي شيوع اين نوع رفتارهاي آزاردهنده در هيئت‌هاست كه مومنان را از بسياري از اين مراسم‌ها گريزان مي‌سازد تا از طريق رسانه‌ها يا تشكيل جلسات محدود محلي مدل مطلوب عزاداري خويش را اجرا كنند.

بزرگان مهندسي فرهنگي دين از قبيل مراجع معظم تقليد و علماي اخلاق بارها و بارها عدم حضور پررنگ و كليدي روحانيت در مراسمات عزاداري را متذكر شده‌اند و اينكه چرا و به كدام دليل روحانيت تمايلي به شركت در بسياري مراسمات ندارد و بالعكس؟!

مستمعان درس‌هاي اخلاق مرحوم آيت‌الله حق‌شناس(ره)، آيت‌الله‌مجتهدي‌تهراني(ره) و در حال حاضر آيت‌الله امجد، آيت‌الله مجتبي تهراني، آيت‌الله خوشبخت و ساير بزرگان و در راس آنان رهبر معظم انقلاب بسيار شنيده‌اند كه اين بزرگواران از رواج اين نوع رفتارها لب به گلايه گشوده و دخالت موثر نهاد روحانيت و توجه آنان به وظيفه اصلي خود كه همانا تربيت ديني شهروندان است را متذكر شده‌اند و تنها راه‌حل را نه صدور بخشنامه بلكه نزديك‌تر شدن ارتباط نهاد روحانيت و بدنه مردمي هيئت‌هاي مذهبي دانسته‌اند! نكته‌اي اساسي كه به نظر مي‌رسد در ديدگاه‌هاي كلان نهادهاي فرهنگي مغفول مانده است.

... و يك هزار و چهارصد و بيست و هفت سال قبل عباس(ع) راهي كرانه فرات شد و با نبردي سنگين خود را به «آب» رساند؛ دست در آب برد و تا نزديك لبانش پيش آورد؛ آب را بر آب ريخت تا تمام بشريت به عمق هزاران سال و بلكه بيشتر را تشنه معارف اصيل عاشورايي باقي گذارد.

هنوز هم زمزمه عباس(ع) در پهناي وسيع  تاريخ طنين انداخته است كه:

والله ان قطعتموا يميني

اني احامي ابدا عن ديني

به خدا سوگند اگر دست راست مرا نيز قطع كنيد، من باز هم از دين ـ و امام خويش ـ دفاع خواهم كرد ... اين است حقيقت عاشورا.

سلام بر حسين(ع)، بر فرزندش امام پارسايان(ع)، بر فرزندان پاك و پرهيزگارش (عليهم‌السلام) و بر تمامي پيروان مكتب حقيقت عاشورا كه تا ابديت در خيمه‌گاه مولاي شهدا خواهند ايستاد